کور نمکی

لغت نامه دهخدا

کورنمکی. [ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) حق نشناسی. نمک بحرامی. ( فرهنگ فارسی معین ) نمک نشناسی. و رجوع به کورنمک شود.

فرهنگ فارسی

حق نشناسی نمک بحرامی.

جمله سازی با کور نمکی

نمکی را که فلک نایدش از عهده برون لبت آورده و بر دیده ما ریخته است
«طراحی با حروف الفبای ارمنی، طراحی پاکت پفک نمکی و طراحی پاکت شیر صنایع شیر ایران. آواکیان نخستین ایرانی عضو انجمن طراحان انگلستان (LSIAD) است.»
ساختارهای نمکی (به استثنای لایه‌های تغییرشکل‌نیافته نمک) در بیش از ۱۲۰ حوضه رسوبی در سراسر دنیا یافت می‌شود.
طبیعت زیبا و منحصر به فرد کفه نمکی بردسکن در ۸ دی ۱۳۹۰ به عنوان نخستین اثر طبیعی از استان خراسان رضوی در فهرست آثار طبیعی ایران با شماره ۱۵۷ به ثبت رسید.
یاد رویش نه چراغی است که خاموش کنند نمکی نیست لب او که فراموش کنند
همه زخم حسرتم از لبت من خسته‌دل نبود روا نمکی ز شهد تبسمت به جراحت دگری رسد