کهکشانها در قران
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] کهکشانها در قرآن. کهکشانها در قرآن نوشتۀ لطفعلی سمیعی و به زبان فارسی است.نویسنده در این کتاب به بررسی موضوع کهکشانها و ستارگان از دیدگاه قرآن کریم می پردازد.آسمانهای هفت گانه، پدید آمدن کهکشانها از ابرهای اولیه و تبدیل سحابی های داغ و سوزان به ستاره ها،جزایر کهکشانی، سحابی ها، مراحل شکل گیری اجرام از انفجار بزرگ تا تشکیل ستارگان، مواد اولیه جهان آغازین،چگونگی شکل گیری و تولد زمین،جو و اتمسفر زمین که چونان سقفی از آن محافظت می کند، اقمار سیارات مختلف و قطر هریک و نیز فاصله هریک از مرکز، معرفی کهکشان راه شیری و صورتهای فلکی آسمان و...از جمله مطالبی است که در این کتاب بدانها پرداخته شده و اعجاز قرآن کریم در این زمینه بیان شده است.
کتاب ظاهرا دارای دو جلد است.اما جلدی که اکنون در اختیار ماست دارای یک مقدمه و دوازده فصل ذیل می باشد:
فصل اول:رب السماوات و الارض و...
فصل دوم:بدیع السماوات و الارض
فصل سوم:خداوند همه چیز را از روی علم خلق کرده
[ویکی فقه] کهکشانها در قرآن (کتاب). «کهکشانها در قرآن» نوشته لطفعلی سمیعی و به زبان فارسی است.
نویسنده در این کتاب به بررسی موضوع کهکشانها و ستارگان از دیدگاه قرآن کریم می پردازد. آسمانهای هفت گانه، پدید آمدن کهکشانها از ابرهای اولیه و تبدیل سحابی های داغ و سوزان به ستاره ها، جزایر کهکشانی، سحابی ها، مراحل شکل گیری اجرام از انفجار بزرگ تا تشکیل ستارگان، مواد اولیه جهان آغازین، چگونگی شکل گیری و تولد زمین، جو و اتمسفر زمین که چونان سقفی از آن محافظت می کند، اقمار سیارات مختلف و قطر هریک و نیز فاصله هریک از مرکز، معرفی کهکشان راه شیری و صورتهای فلکی آسمان و... از جمله مطالبی است که در این کتاب بدانها پرداخته شده و اعجاز قرآن کریم در این زمینه بیان شده است.
ساختار کتاب
کتاب ظاهرا دارای دو جلد است. اما جلدی که اکنون در اختیار ماست دارای یک مقدمه و دوازده فصل ذیل می باشد: فصل اول: رب السماوات و الارض و... فصل دوم: بدیع السماوات و الارض فصل سوم: خداوند همه چیز را از روی علم خلق کرده فصل چهارم: نظر اجمالی به ذرات تشکیل دهنده جهان هستی فصل پنجم: اثر انرژی دورانی در فرایند چگالش و تولد ستارگان فصل ششم: مواد اولیه جهان آغازین از سوره های قرآن. فصل هفتم: ذرات تشکیل دهنده جهان آغازین و تکوین کائنات از آیات قرآن. فصل هشتم: بخشی از منظومه شمسی فصل نهم: کهکشان شیری فصل دهم: کهکشان شیری و کهکشانهای دیگر فصل یازدهم: بی عیب و نقص بودن نظام اجرام عالم هستی از آیات قرآن فصل دوازدهم: دیدگاه نهج البلاغه. در انتها هم فهرست مطالب کتاب آمده است. در ضمن کتاب و نیز در پایان آن نویسنده تصاویر بسیاری را که با مطالب کتاب مرتبط است بدان ضمیمه کرده است. در ساختار کتاب به مطالب بسیار متنوعی برمی خوریم که ارتباطی به موضوع اصلی کتاب ندارد بلکه به مناسبتهای مختلف نویسنده بدانها پرداخته است. از این رو تهیه ساختاری جامع از این کتاب دشوار می نماید.
نسخه شناسی
کتاب به قلم آقای لطفعلی سلیمی نگاشته و در قطع وزیری با جلد شومیز در ۴۲۰ صفحه اولین بار در سال ۱۳۸۱ شمسی توسط «انتشارات انصاری» قم به چاپ رسیده است.
جمله سازی با کهکشانها در قران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همگرایی گرانشی به صورت ابزاری برای ستارهشناسی رصدی درآمدهاست. از همگرایی گرانشی در آشکارسازی حضور و توزیع ماده تاریک، بهعنوان «تلسکوپ طبیعی» برای مشاهدهٔ کهکشانهای دور و بهدستآوردن تخمین مستقلی از ثابت هابل استفاده میکنند. ارزیابی آماری دادههای همگرایی، بینشهای ارزشمندی در مورد تکامل ساختاری کهکشانها عرضه میدارد.
💡 در نقطهای از زمان دوره استلیفروس به پایان میرسید زیرا ستاره جدیدی متولد نخواهد شد و انبساط جهان بدین معناست که جهان قابل مشاهده محدود به کهکشانهای محلی خواهد بود. سناریوهای مختلفی برای آینده دور و سرانجام نهایی جهان وجود دارند. کسب دانش دقیقتر در مورد جهان فعلی این امکان را بوجود میآورد که سناریوها بهتر فهمیده شوند.
💡 فیزیکدانی بزرگ شما را میخواند تا انگارههایی را که دربارهٔ روش پیدایش کهکشانها دارید دگرگون کنید؛ ولی فیلسوفی بزرگ بهراستی شما را فرا میخواند تا زندگیتان را دگرگون سازید.
💡 از دیدگاه توسعه و بسط حیات، آنچه اهمیت دارد این است که هر کهکشان یک کارخانه ستاره سازیست که ستارهها ی خود را از غبارها و ابرهای عظیم تولید میکند. هر ستاره یک کارخانه شیمیاییست که در آن عناصر سبک به عناصرسنگین تر و پیچیده تر تبدیل میشوند و حیات نیز مجموعه ایست از همین عناصرو مولکولهای پیچیده. نوع کهکشانها با محاسبه چگونگی توزیع ستارگان و درخشش یا تاریکی آن مشخص میشود.
💡 در اوایل قرن بیستم، کشف سایر کهکشانها و شکلگیری نظریه مهبانگ منجر به پیدایش مدلهای کیهانشناسی شد که جهان را همگن و همسانگرد میدانند و در نتیجه مرکزی برای جهان قائل نیستند.