کلیم اﷲ شاه

لغت نامه دهخدا

کلیم اﷲ شاه. [ ک َ مُل لاه ] ( اِخ ) هجدهمین از سلاطین بهمنی کلبرگه از 932 تا 933 هَ. ق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 288 شود.

جمله سازی با کلیم اﷲ شاه

💡 ظروف سنگی، دستبند قدیمی و کتابهای خطی بسیار زیبایی در سده وجود داشته، در زمان قاجار مردم به علت قحطی و گرسنگی این اشیاء قدیمی خود را به قیمت کمی به یک فرد کلیمی به نام ملا فرج که به سده رفت‌وآمد داشته‌است فروختند..

💡 چشم جادوی تو هر چند برد دل ز کلیم باز دل می‌دهد آن عشوهٔ پنهان ما را

💡 نه موسی است ولی رمح او عصای کلیم نه عیسی است ولی لطف او شفای علل

💡 سنگ‌نوشته‌ها با خطوط تصویری، ایده‌نگار، سطری، ایلامی (هندسی)، پهلوی، کوفی، کلیمی و عربی و ترکی باستان (اورخون)، سیر تکاملی خط را نشان می‌دهد.

💡 از میان معاصران هم می‌توان شیرکو بی‌کس، عبدالله پشیو، هژار و هیمن همچنین تاریخ نگار و داستان نویس معاصر کلیم الله توحدی از دیار خراسان شمالی

💡 تاب بیداد کلیم اینهمه چون می آرد گر نه دل میدهدش آنکه دل از کار برد