لغت نامه دهخدا
کله جوب. [ ک ُ ل َ / ل ِ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل کلهر است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 61 ). و رجوع به کلهر شود.
کله جوب. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سربند بالاست که در بخش سربند شهرستان اراک واقع است و 554 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
کله جوب. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت بالاست که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 285 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کله جوب. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شیان است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 732 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کله جوب. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خاوه است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کله جوب. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دالوند است که در بخش زاغه شهرستان خرم آباد واقع است و 222 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کله جوب. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مال اسداست که در بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع است و 210 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).