کشور ارائی

لغت نامه دهخدا

( کشورآرائی ) کشورآرائی. [ ک ِش ْ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل کشورآرا. آرایش کشور:
شده شغلم بکشورآرائی
حلقه در گوش من به مولائی.نظامی.

فرهنگ فارسی

( کشور آرائی ) عمل کشور آرا. آرایش کشور

جمله سازی با کشور ارائی

💡 بدو گفت ای جهان را نامور شاه ز تو چون ماه روشن کشور ماه

💡 اگر دورم ز گنج و کشور خویش نه آخر هستم آزاد سر خویش

💡 به کشور هم‌، آنجاکه بد خنب‌خانه ببستند و بردند بیرون اوانی

💡 جانب دوست نگه از نگهی باید داشت کشور خصم تبه از سپهی باید کرد

💡 به بخت و سپاه و به شمشیر و گنج ز کشور بگردانم این درد و رنج

💡 وآنی که زمین گفت باد نافذ فرمان تو بی هفت کشور من

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز