کزل کوب
لغت نامه دهخدا
کزل کوب. [ک ُ زَ ] ( اِ مرکب ) آلتی که با آن کزل را می کوبند. وکزل بن خوشه گندم ناکوفته مانده است در خرمن. رجوع به کزل شود. || ( نف مرکب ) کوبنده کزل.
فرهنگ فارسی
آلتی که با آن کزل را می کوبند. کوبنده کزل
جمله سازی با کزل کوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاه کزل دارای فورانوکومارین گزانتوتوکسین و آنژلیسین است، که میتوانند در درمان بیماریهای پسوریازیس، اگزما و پیسی مؤثر باشند.