لغت نامه دهخدا
کاگ جنگها. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) دوای هندی است. ( الفاظالادویه ).
کاگ جنگها. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) دوای هندی است. ( الفاظالادویه ).
دوای هندی است
💡 به هجران جنگها داریم بی زلف و دهان تو از آن میم و دو دال امروز می باید مدد ما را
💡 مصيبت اين سقاى تشنه را از وقتى بگويم كه مشك پاره شد. بعد از جنگها وسيعها، وقتىرسيد اينجا قبر مطهر است،
💡 با خود ز پی تو جنگها دارم من صد گونه ز عشق رنگها دارم من
💡 تـبـعـيـضـهائى كه از اين رهگذر پيدا مى شود مايه كينه ها، حسادتها، عداوتها و سرانجامخونريزيها و جنگها است.
💡 ضمنا اين جمله، يكى از رسوم خرافى جاهليت را نفى مى كند كه گاه به خاطر درگيرىبا جنگها يا غير آن، ماههاى حج را تغيير و تبديل مى دادند، و جلو و عقب مى كردند، قرآنمى گويد: اين ماهها معين و ثابت است، و تقديم و تاخير در آن جايز نيست.
💡 ز جنگ رام و جنگ رای و نندا نام کی جوید کسی کز جنگها او را کمینه جنگ خان باشد