فرهنگستان زبان و ادب
{till-plant} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] تهیۀ بستر بذر و کاشت به صورت هم زمان
{till-plant} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] تهیۀ بستر بذر و کاشت به صورت هم زمان
💡 یکان یکان بنماید هر آنچ کاشت خموش که حاملهست صدفها ز در ربانی
💡 دهقان که بخاک دانه یی کاشت زان دانه، هزار دانه برداشت
💡 گفت تا شاهیت در وی عشق کاشت جز هوای تو هوایی کی گذاشت
💡 قاعده دست اوست دادن و ناداشتن گنج به هر گوشه کاشت بذل پریشان او
💡 چو شد نومید ازیشان گریه برداشت ز خون دیده بر گل لاله می کاشت
💡 جواب لطف تو دید و زمین حضرت تو امید گفت که تخم طمع بباید کاشت