لغت نامه دهخدا
کاروانسرا نادرشاه. [ کارْ/ رِ س َ دِ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قم و اصفهان میان مورچه خورت و انوشیروان در 371800 گزی تهران.
کاروانسرا نادرشاه. [ کارْ/ رِ س َ دِ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه قم و اصفهان میان مورچه خورت و انوشیروان در 371800 گزی تهران.
💡 در سدههای میانهٔ اسلام و پس از آن به ویژه در عهد آخرین پادشاهان صفوی که تهران مقر حکومتی دربار میشود، مسیر تهران–کرج–قزوین مورد توجه قرار میگیرد و به احتمال فراوان کاروانسرای صفوی کرج قابل انتساب به همین دورهاست.
💡 در حال حاضر به علت عدم مرمت و نداشتن محافظ نمای آن رقتبرانگیز است ولی نقشه آن حکایت از عظمت آن در زمانهای گذشته دارد. ساختمان فعلی کاروانسرا در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده و هنوز نیز پابرجا و استوار است.
💡 پدر او صاحب یک کاروانسرا بود که پس از آتشسوزی همه زندگی خود را از دست داد. به همین دلیل، عطا از کلاس ششم دبستان از تحصیل بازماند و زندگی سختی را گذراند. او میگوید به دلیل فقر خانواده خود، به کمونیسم گرایش پیدا کرد.
💡 رابینو، در سفرنامه خود از کاروانسرای قزلق و رباط سفید در فاصله چند کیلومتری آن یاد کردهاست. این روستا در گذشته، در مسیر جاده اصلی و شاهراه ارتباطی بین خراسان بزرگ و شاهرود بودهاست.
💡 اين کاروانسرا در جوار روستا قرار دارد در اثر مرور زمان و بي توجهي مسئولين قسمتهايي از آن تخريب ، و تا کنون تلاشي توسط ميراث فرهنگي استان مرکزي جهت مرمت و يا بازسازي آن صورت نگرفته است. و هم اكنون محل نگهداري دام و طيور مي باشد