لغت نامه دهخدا
کات گلابی. [ ت ِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کات هندی. کاد هندی.
کات گلابی. [ ت ِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کات هندی. کاد هندی.
کات هندی کاد هندی
💡 دادی ز برای من گلابی چون اشک معلوم شد از گریهٔ من بیخبری
💡 در موسم تموز گلابی به تن بریز تا آب رفته باز بیاید به جوی گل
💡 بیامد دایه و بر گل زد آبی شد آن آب از رخ گل چون گلابی
💡 به رویِ ما زن از ساغر گلابی که خواب آلودهایم ای بختِ بیدار
💡 ظلم باشد آبِ رز بر من حرام بس گلابی بی وبال از خونِ گل