ژنده فروش

لغت نامه دهخدا

ژنده فروش. [ ژَ / ژِ دَ / دِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کهنه فروش. نجّاد. ( زمخشری ).

فرهنگ فارسی

کهنه فروش. نجاد

جمله سازی با ژنده فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ژنده فقر مده اطلس شاهی مستان که نیرزد به جوی پیش من این جنس قماش

💡 چاک کسوت فقرم رنگ خنده می‌ریزد بخیه بی‌بهاری نیست‌ گل ز ژنده می‌ریزد

💡 «یانکِله‌ها» پسرانی هستند که جامهٔ ژنده پوشیده و صورت خود را با تور و جوراب می‌پوشانند و گونی پر از خاکستر و آرد (اکنون فقط تکه پارچه یا خاک اره) بر دوش حمل می‌کنند؛ آنها تماشاگران به خصوص دختران را با آن می‌زنند.

💡 سعدی (گلستان): ظاهر درویشی جامه ژنده است و موی سترده و حقیقت آن دل زنده و نفس مرده.

💡 یا رب تو مرا به ژنده ارزانی دار غم را به من فکنده ارزانی دار

💡 2 - و با سند خود از آن حضرت كه: بسا غبارآلود ژوليده موى ژنده پوشى كه از درهابرانندش، ولى اگر خداى بزرگ را سوگند دهد سوگندش ‍ بپذيرد.(512)

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز