لغت نامه دهخدا
ژان بیست وسوم. [ ن ِ ت ُ س ِوْ وُ ] ( اِخ ) ( بالتازار کسا ) پاپ مسیحی. وی در سال 1410 م. به مقام پاپی رسید و در 1415 م. از آن مقام خلع شد و بسال 1419 درگذشت.
ژان بیست وسوم. [ ن ِ ت ُ س ِوْ وُ ] ( اِخ ) ( بالتازار کسا ) پاپ مسیحی. وی در سال 1410 م. به مقام پاپی رسید و در 1415 م. از آن مقام خلع شد و بسال 1419 درگذشت.
پاپ مسیحی. وی در سال ۱۴۱٠ به مقام خلع شد و بسال ۱۴۱۹ در گذشت.
💡 بود صائب تیغ کوه بیستون بی آب و تاب این شرار از تیشه من در دل خارا گرفت
💡 بچشم آنکه درین دشت، چشم روشن بست تفاوتی نکند، گر ده است چه، یا بیست
💡 سخت جانان خوب می دانند قدر یکدگر بیستون فریادها در ماتم فرهاد کرد
💡 سنّم ز بیست ار چه فزون نیست، میشود گردون پیر از بن سیّ و دوچاکرم
💡 بیست و چهارش زمام ناقه و لیکن ناله نه از ناقه از زمام برآمد