فرهنگستان زبان و ادب
{overturned fold, inverted fold, reversed fold} [زمین شناسی] چینی که محور آن از حالت افقی نیز فراتر رفته است و به نظر می رسد توالی لایه ها در آن معکوس شده است
{overturned fold, inverted fold, reversed fold} [زمین شناسی] چینی که محور آن از حالت افقی نیز فراتر رفته است و به نظر می رسد توالی لایه ها در آن معکوس شده است
چینی که محور آن از حالت افقی نیز فراتر رفته است و به نظر میرسد توالی لایهها در آن معکوس شده است.
💡 اينجا عذاب الهى نازل شد و همه بيهوش شدند و بر زمين افتادند. ديگ واژگون شد وجرجيس به اذن خدا صحيح و سالم برخاست.
💡 پير مرد، حليمه را دلدارى مى داد، و مى گفت: اين پيش آمد بى سابقه است، دوران جديدىپيش آمده، و براستى عجيب است كه با شنيدن نام محمد (ص ) بتها واژگون شدند.
💡 رفت به خشم دلبر و رحم نکرد بر دلم وای به بخت واژگون، آه ز کار مشکلم
💡 این قصّهی عجب شِنو: از بختِ واژگون ما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی
💡 خداوند نگهدار تو باد ای جنگجوی ترسناک، که در زمان بابک دروازه کفار را واژگون کردی.
💡 دانی ز بخت واژگون، احوال ما چون است چون چون نامهها آری برون، از رخنهٔ دیوارها!