چنگۀ دندانه فنری

مترادف‌ها

دندانه فنری، شیار فنری

فرهنگستان زبان و ادب

{spring-tine harrow, spring-tooth harrow} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] چنگه ای با چند ردیف دندانه یا میله های فنری که بر روی یک محور سوارند و برای تنظیم عمق قابلیت چرخش دارند

جمله سازی با چنگۀ دندانه فنری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گردید ز دندان تو دندانه لب جام یک بار لب خود ز ندامت نگزیدی

💡 قدرت عجز اگر این است که من یافته ام تیغ دندانه شود تا ز سپر برگردد

💡 تا دهن بازست روزی می رسد از خواب غیب عقد دندانها کلید رزق را دندانه است

💡 پی آن مو زبان را شانه کرده ز دندان شانه را دندانه کرده

💡 صف از نیزه چون شانه دندانه شد وز آن طره فتنه ها شانه شد

💡 عقل آمد با کلید آتشین آن جا ولیک جز کلید او نبد دندانه دیوانگی

💡 تکنسین‌های تعمیرات صنعتی برای باز کردن قطعات محکم، از چنگۀ دندانه فنری استفاده می‌کنند تا بدون آسیب رساندن به بدنه اصلی، قطعه را جدا کنند.

💡 طراحی دقیق چنگۀ دندانه فنری در ابزارهای مکانیکی باعث می‌شود که قدرت گیرایی لازم برای نگه داشتن اشیاء کوچک و ظریف به خوبی فراهم گردد.

💡 برای جلوگیری از لغزش قطعات در حین کار، استفاده از چنگۀ دندانه فنری که فشار یکنواختی وارد می‌کند، از اهمیت بسیار زیادی در صنعت برخوردار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران