چاه موشی
مترادفها
سوراخ موش
لغت نامه دهخدا
چاه موشی. ( اِخ ) دهی است از دهستان شبانکاره بخش برازجان شهرستان بوشهر که در 24 هزارگزی شمال باختر برازجان و 8 هزارگزی باختر رودخانه شاپور واقع شده. جلگه، گرمسیر و مالاریائی است و 400 تن سکنه دارد. آبش از چاه، محصولش غلات و خرما، شغل اهالی زراعت و راهش فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان شبانکاره بخش برازجان شهرستان بوشهر
جمله سازی با چاه موشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفس موشی نیست الا لقمهرند قدر حاجت موش را عقلی دهند
💡 با آنکه ظاهر بیرونی این جانور همچون موشی بینیدراز است، حشرهخوارها بر خلاف موشها جونده نیستند و بیشتر نزدیک به موشهای کور هستند. حشرهخوارها دارای دندانهایی تیز و نیزهشکل هستند که شباهتی با دندانهای جوندگانی چون موش ندارند.
💡 موشی چند سال در دکان خواجه بقال از نقلهای خشک و میوه های تر مالامال به سر می برد و از آن نعمتهای خشک و تر می خورد خواجه بقال آن را می دید و اغماض می کرد و از مکافات وی اعراض می نمود، تا روزی به حکم آنکه گفته اند:
💡 ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم
💡 در می ۲۰۰۹، نشریه میل آن ساندی یک بار دیگر بحث گانینگهام و بنکسی را پیش کشید. این بحث با انتشار عکسی مجدداً آغاز شد که در سال ۲۰۰۴ در شرق لندن گرفته شده بود. این عکس گرافیتی موشی را نشان میداد که پرترهای از خودش را روی تابلویی در دست گرفته بود. پرتره گانینگهام را نشان میداد. تایمز و ایونینگ استاندارد نیز به این داستان پرداختند.
💡 او در سال ۱۳۸۲ برای اولین بار سلولهای بنیادی جنینی انسانی، و موشی را در ایران تولید کرد، و در سال ۱۳۸۷ به همراه همکارانش موفق به تولید سلولهای بنیادی پرتوان القائی انسانی و موشی شد.