لغت نامه دهخدا
چاری زائی. ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان کرمان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 98 ). نام طایفه ای مرکب از سیصد خانوار در جالق. شعبه ای است از طایفه ناحیه سراوان از طوایف کرمان و بلوچستان و مرکب از سیصد خانوار است.
چاری زائی. ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان کرمان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 98 ). نام طایفه ای مرکب از سیصد خانوار در جالق. شعبه ای است از طایفه ناحیه سراوان از طوایف کرمان و بلوچستان و مرکب از سیصد خانوار است.
نام طایفه ای از طوایف ناحی. سراوان کرمان. نام طایفه ای مرکب از سیصد خانوار در جالق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نویسنده چو از نامه بپرداخت به جای آورد هر چاری که بشناخت
💡 بدانست او که گفتارش دروغست ز دستان کرده چاری بی فروغست
💡 کنون چاری به دست آور ز دانش که این اندوهها گرددت رامش
💡 غلامان پیش و پس بسیار با او دو چاری خورد در بازار با او
💡 به ناچارش بباید رفت از اینجا چو غیر از رفتنش چاری نباشد