چارمیخ شدن

لغت نامه دهخدا

چارمیخ شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) چهارمیخ شدن. تعذیب و شکنجه شدن. نوعی از تعذیب مجرمان که دراز بر زمین انداخته به چهارمیخ دست و پا بندند. ( آنندراج ) ( غیاث ):
درسم رخشت که زمین راست بیخ
خصم توچون نعل شده چارمیخ.نظامی. || کمال محکم شدن. ( آنندراج ) ( غیاث ). و با لفظ شدن کنایه از نهایت قیام و استواری. ( آنندراج در معنی چارمیخ ):
جناح از هوا در زمین برد بیخ
پساهنگ شد در زمین چارمیخ.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

چهار میخ شدن. تعذیب و شکنجه شدن. نوعی از تعذیب مجرمان که دراز بر زمین انداخته به چهار میخ دست و پا بندند.

جمله سازی با چارمیخ شدن

💡 چه بود حیات بی‌او هوسی و چارمیخی چه بود به پیش او جان دغلی کمین غلامی

💡 بیست و شش کاتولیک، شامل ۲۰ نفر ژاپنی و ۶ نفر اتباع کشورهای دیگر، در ۵ فوریه ۱۵۹۷ در ناگازاکی به دستور هیده‌یوشی به چارمیخ کشیده شدند.

💡 چارمیخ شه ز رحمت دور نی چار میخ حاسدی مغفور نی

💡 معمولاً از فرد قربانی با عنوان «مصلوب‌شده» یاد می‌شود. عیسی مسیح، پطرس و اسپارتاکوس از جمله افراد سرشناسی هستند که در تاریخ چارمیخ شده‌اند.

ددی یعنی چه؟
ددی یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز