لغت نامه دهخدا
چارطاق ارکانی. [ ق ِ اَ ] ( اِ مرکب ) دنیا. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ):
بشمع روشن خورشید میزند پنجه
چراغ بخت تو در چارطاق ارکانی.ملا منیر ( از آنندراج ).
چارطاق ارکانی. [ ق ِ اَ ] ( اِ مرکب ) دنیا. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ):
بشمع روشن خورشید میزند پنجه
چراغ بخت تو در چارطاق ارکانی.ملا منیر ( از آنندراج ).
دنیا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور (به تصور آتشکده) یا بهطور کامل تخریب شده یا تغییر کاربری داده شدهاست؛ ولی خوشبختانه تعدادی هم مانند چارطاقی «نیاسر» و چارطاقی «تفرش»، و چهار طاقی شهر ایج[ایج، فارس، ایران ۱] در جنوب استان فارس که از عهد ساسانیان به جا ماندهاست سالم مانده و برای ما و نسلهای بعدی باقیماندهاند.
💡 آن شعاع آفتاب اندر وثاق قرص او اندر چهارم چارطاق