لغت نامه دهخدا
پیچیده ران. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که رانی عضلانی دارد. || که رانی دارد ناراست.
پیچیده ران. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که رانی عضلانی دارد. || که رانی دارد ناراست.
( صفت ) ۱- آنکه رانی کج دارد دارای رانهای ناراست. ۲- آنکه رانی عضلانی دارد دارای رانهای قوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عالمی بر وهم پیچیدهست مانند حباب جز هوا نبود سری در زیر این دستارها
💡 معنی پیچیده بی زحمت نمی آید به دست می شود از پیچ و تاب فکر جوهردار حرف
💡 پیچیده است خنده و شیون به یکدگر این نکته از صدای شکفتن مبرهن است
💡 در پیچ وتاب سنبل هر مصرعم حزین پیچیده بوی نسترن بوستان صبح
💡 شبنمم صائب ولی از قوت بازوی عشق پنجهٔ خورشید را بر یکدگر پیچیدهام
💡 مرکبان آب دیدم صف زده بر روی آب پالهنگ هر یکی پیچیده برکوه گران