فرهنگستان زبان و ادب
{DNA ligation} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] تشکیل پیوند فسفودی استری بین نوکلئوتیدهای یک مولکول دِنا یا دو مولکول مختلف دِنا
{DNA ligation} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] تشکیل پیوند فسفودی استری بین نوکلئوتیدهای یک مولکول دِنا یا دو مولکول مختلف دِنا
تشکیل پیوند فسفودیاستری بین نوکلئوتیدهای یک مولکول دِنا یا دو مولکول مختلف دِنا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم از مهر خود داد پیوندشان هم از شوق در گردش افگندشان
💡 هستی ما هست ز پیوندشان نیست گشاد همه جز بندشان
💡 دار پیوندش ازان تار قوی کن بدل کهنگیش را به نوی
💡 اگر همچون تو پیوندش نبودی نبودی شک که مانندش نبودی
💡 نیست با هیچ چیز پیوندش نبود جفت و مثل و مانندش