پیری زاده
لغت نامه دهخدا
پیری زاده. [ دَ ] ( اِخ ) عثمان صاحب افندی. از علمای نامدار عثمانی پسر پیری زاده محمد صاحب افندی. وی بسال 1122 هَ. ق. در استانبول تولد یافت و پس از تحصیل علوم رسمی و طی مراتب عالیه علمی در زمان شیخ الاسلامی پدرش یعنی در سنه 1158 قاضی استانبول و در تاریخ 1165 قاضی عسکر آناطولی و در سنه 1169 قاضی عسکر روم ایلی گردید و بسال 1170 معزول و به اقامت چندساله در بروسه مأمور گردید و درسال 1175 بار دوم، و در سنه 1179 بار سوم بصدارت روم ایلی نایل گشت و در سال 1182 در عهد سلطان مصطفی خان ثالث بمنصب جلیل شیخ الاسلامی رسید و قریب 17 ماه مرجع انام بود و در اثنای سفر روسیه معزول گشت و بسال 1183 هَ. ق. درگذشت و در محوطه جامع شریف مرادپاشادر آقسرای بخاکش سپردند. مردی ادیب و شاعر و بذله گوی و سخی بود. در اشعار تخلص صاحب دارد. ( قاموس الاعلام ترکی ). || پیری زاده محمد صاحب افندی، پدرصاحب ترجمه مذکور در فوقست. ( قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
عثمان صاحب افندی پسر پیری زاده محمد صاحب افندی دانشمند معروف عثمانی ( و. ۱۲۲۲ - ف. ۱۱۸۳ ه. ق ) وی قاضی استانبول قاضی عسگر آناتولی وروم ایلی بود وصدارت رومایلی و منصب شیخ الاسلامی یافت. اومردی ادیب و شاعر بود و در شعر ((صاحب ) ) تخلص میکرد.
از علمای نامدار عثمانی
جمله سازی با پیری زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیری مرا ز قید کشاکش خلاص کرد زور از کمان حلقه به بازو میرسد
💡 پیری و لاف عشق جامی چند به کزین گفت و گوی بازآیی
💡 ساقی بیا که پیری و مخموریم بلاست دل از تو شیر مست شراب امید بود