پیر یوسفان

لغت نامه دهخدا

پیریوسفان. [ س ِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین واقع در 12هزارگزی جنوب قزوین. سردسیر. دارای 876 تن سکنه. آب آن ازقنات. محصول آنجا غلات و انگور و پیاز. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ). ( تلفظ نام ده نزد عامه و مردم شهر قزوین پرصوفیان است بضم اول که ظاهراً صورتی از پیرصوفیان باشد ).

فرهنگ فارسی

دهی جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین

جمله سازی با پیر یوسفان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز چاهی یوسفان را برکشیدم که از یعقوب ایشان یاد کردم

💡 یوسفان مصر معنی را بشیر، از ما بگو آنکه بخشد جاه و عزت قعر چاه آمد گذشت

💡 یوسفان را مست کرد و پرده‌هاشان بردرید غمزه‌ی خونیِ مست آن شهِ خمارِ ما

💡 تو هم ز یوسفانی در چاه تن فتاده اینک رسن برون آ تا در زمین نتاسی

💡 آهوی چشم خونی آن شیر یوسفان در خون عاشقان بچریدن گرفت باز

💡 به یاد حضرت تو یوسفان مصر سخن مدام جام معانی کشند تا بغداد

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز