لغت نامه دهخدا
پیر دلیل. [ رِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) منصبی در حوزه شیخ و مریدان. یکی از مراتب درویشان. در اصطلاح صوفیان کسی را گویند که واسطه میان مرید و مرشد کامل است. ( فرهنگ نظام ).
پیر دلیل. [ رِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) منصبی در حوزه شیخ و مریدان. یکی از مراتب درویشان. در اصطلاح صوفیان کسی را گویند که واسطه میان مرید و مرشد کامل است. ( فرهنگ نظام ).
منصبی در حوزه شیخ و مریدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سطرشماری نتوان راه به حق برد در بادیه حاجت به دلیل است نه جاده