پیاله ٔ شراب

لغت نامه دهخدا

پیاله شراب. [ ل َ / ل ِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) جام می. رجوع به مجموعه مترادفات ص 83 شود.

جمله سازی با پیاله ٔ شراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بادش به دست باده کوثر ز دست حور گر شحنه این پیاله نگیرد ز دست ما

💡 ساقی ز جای خیز و میم در پیاله کن بر رغم مدعی ز غمم آه و ناله کن

💡 گفتم: روم به میکده، گفتند: پیر ما خوش می‌کشد پیاله و خوش بو نمی‌کند

💡 جام شراب عیش حریفان لبالبست بی غصه در پیاله ما خون نکرده کس

💡 ساقی بیار باده که هر لحظه عیش خوش بی‌مطرب و پیاله و ساغر نمی‌شود

💡 شراب ناب ز جام جمال لیلی خورد زهی شراب مصفا! زهی پیاله پاک!

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز