لغت نامه دهخدا
پنبه دوزی. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) طرز دوختن جامه ای که حشو پنبه دارد.
پنبه دوزی. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) طرز دوختن جامه ای که حشو پنبه دارد.
طرز دوختن جامه ای که حشو پنبه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پا بر جهان پوچ زدن ننگ همت است در پنبه زار حیز نیفتد شرار مرد
💡 چون حلقه بندگیش داری در گوش او گم نکند تو پنبه از گوش بکش
💡 کو دم گرمی که سوزد پنبه گوش مرا شور هشیاری چشاند مغز بیهوش مرا
💡 صائب ز سوز سینه آتش فشان اگر آتش چکد ز پنبه داغم شگفت نیست
💡 چنان شد زخم کوس و نعرهٔ جوش که گردون پنبه محکم کرد در گوش