لغت نامه دهخدا
پل خمار تکین. [ پ ُ ل ِ خ ُ ت َ ] ( اِخ ) نام موضعی در بلق که ناحیه ای است نزدیک غزنه و جزء زابلستان است. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 244 و حاشیه ٔ1 ).
پل خمار تکین. [ پ ُ ل ِ خ ُ ت َ ] ( اِخ ) نام موضعی در بلق که ناحیه ای است نزدیک غزنه و جزء زابلستان است. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 244 و حاشیه ٔ1 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود من در خمار بودم و، می در سبو نبود
💡 من در خمار هجر تو نابوده مست وصل تو می کنی بلب بتر از می خمار من
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به هیچچیز بجز دردسر و میدان خماری اشاره کرد.
💡 حسینآباد تنگ خمار، روستایی از توابع بخش نوبندگان شهرستان فسا در استان فارس ایران است.
💡 هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست از خلوتم به خانهٔ خمار میکشی
💡 حسرت می گر نباشد نیست تشویش خمار بشکنید امروز جام و سنگ بر فردا زنید