پسروی کردن
مترادفها
عقبنشینی کردن، پس رفتن
متضادها
پیشروی کردن، جلو رفتن
لغت نامه دهخدا
پسروی کردن. [ پ َ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیروی کردن. تابعیت کردن. متابعت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). تبع. اتباع. اتبّاع. تباعة. اقتداء. اقتفاء. مساتلة: استتباع؛ پس روی کردن خواستن. تباع؛ پس روی عمل کسی کردن. تتابع؛ پس روی کردن با یکدیگر. تکاتع؛ پس روی کردن با یکدیگر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیروی کردن تبعیت کردن اتباع.
جمله سازی با پسروی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یخچالهای درهای نوعی یخچال خروجی است که زهکشی میدانهای یخچالی، کلاهکهای یخچالی یا یخسارها را انجام میدهد و توسط توپوگرافی بستر خود محدود میشوند. همچنین این نوع یخچالها ممکن است در نقاط مرتفع رشتهکوهها با تبدیل برف به یخ پدید آیند. در اغلب موارد سنگ بستر عریان و خالی از یخ و دامنهها، یخچالهای درهای را احاطه کردهاند و با تجمع برف و یخ از نقاط مرتفع بر اثر ریزش بهمن آن را تغذیه میکنند. آبدرههای واقعی زمانی شکل میگیرند که یخچالهای درهای پسروی کرده و فضای خالی ناشی از عقبنشینی یخچال با آب دریا پر میشود.
💡 با حاکمیت دورههای میانیخچالی ضمن افزایش دما و تبخیر و کاهش بارندگی، دریاچههای بارانی و از آن جمله گاوخونی در شرایط پسروی و کوچکشدن قرار میگرفته است.