فرهنگستان زبان و ادب
[زیست شناسی] ← پردۀ گوش
[زیست شناسی] ← پردۀ گوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمد ندا ز پردۀ غیبش بگوش جان کایداده آب نخل بلا را ز خون ماب
💡 روشن شود ز روشنی ذات من جهان گر پردۀ صفات خود از هم فرو درم
💡 لبم چو پردۀ دل خشک شد ز بی آبی قدح به دستِ نزاری که داد کی کو کاش
💡 یکباره سوخت ز آتش غیرت هوای عشق موهوم پردۀ اگر اندر میانه بود
💡 سرای پردۀ میری و نوبت از همه خلق ترا سزد، که سزا بینمت بصد چندان
💡 گویم تهتّکیست وگرنه بیک نفس چون صبح پردۀ گژش از هم فرو درم