پرتو دیداری اصلی

مترادف‌ها

پرتو دید اصلی

فرهنگستان زبان و ادب

{principal visual ray, principal ray} [فیزیک- اپتیک] امتداد عمود بر صفحۀ منظر (perspective plane ) از نقطۀ دید

ویکی واژه

امتداد عمود بر صفحۀ منظر (perspective plane) از نقطۀ دید.

جمله سازی با پرتو دیداری اصلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با همه‌کلفت دوری به همین خرسندیم که در آیینهٔ ماحسرت دیداری هست

💡 خاک‌گشتیم و زتأثیر خیال تو هنوز دل هر ذرهٔ ما چشمهٔ دیداری هست

💡 بتاخت در رگ جانها نشاط دیداری که زود نشئه تر از باده در خمار آمد

💡 آیینهٔ دیداری جسم تو حجاب توست اندر تو پدید آید چون آینه بزدایی

💡 به‌ روزگار تو نیکی رسید و روز بدی میان نیک و بد از تیغ توست دیداری

💡 در طراحی سیستم‌های اپتیکی پیچیده، تعیین مسیر دقیق پرتو دیداری اصلی برای رسیدن به تمرکز صحیح بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 تصویر نهایی که توسط لنز تشکیل می‌شود، بر اساس برخورد و شکست پرتو دیداری اصلی در سطوح مختلف شیشه‌ای شکل می‌گیرد.

💡 مهندسان نوری با تنظیم دقیق زاویه پرتو دیداری اصلی، سعی در بهبود کیفیت و وضوح تصاویر در دوربین‌های پیشرفته دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران