لغت نامه دهخدا
پده بید. [ ] ( اِخ ) قریه ای است در مشرق مروست.
پده بید. [ ] ( اِخ ) قریه ای است در مشرق مروست.
قریه ایست در مشرق مروست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای پده دارای سابقه تاریخی بسیار طولانی است در این روستا دو قبرستان وجود دارد که قدمت اولی آن بیش از هزارسال و پیشینه تاریخی دومی بر اساس سنگ نوشتههای موجود در این قبرستان بیش از ۵۰۰ سال میباشد دو اثر از سنگهای قبرستانی این روستا در موزه میراث فرهنگی ارگ بم نگهداری میشود.
💡 دق پده، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان حاجیآباد در استان هرمزگان ایران است.
💡 پده (بم)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
💡 دراین تالابها جنگلهای انبوه نخل، کنار، گز، پده وجود دارد، در گذشته تمساح، میمون، ببر، شیر، پلنگ، فیل سوری نیز در تالابهای میان رودان زندگی میکردند اما امروزه گرگ، آهو، گراز، گوزن زرد ایرانی آهو و انواع خزندگان بی مهرگان و حشرات زندگی میکنند.