پاگشا کردن
مترادفها
گشودن، باز کردن
لغت نامه دهخدا
پاگشا کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاگشا کردن عروس را؛ وی را بنخستین جشن میهمانی که در خانه های خویشاوندان داماد منعقد میشود خواندن. به مهمانی خواندن عروس را بار اول بخانه نزدیکان داماد و عروس.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) عروس را بجشنهای میهمانی که در خان. خویشاوندان عروس و داماد بر پا میشود بردن عروس را بمهمانی خواندن بخان. نزدیکان داماد و عروس.
جمله سازی با پاگشا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی سه روز دوم تمام شد، عروس و داماد به همراه آشنایان و خانواده عروس به منزل داماد که خانواده داماد و خویشاوندانش منتظرشان هستند، مراجعه میکنند. بعد از آمدن عروس و داماد و اقوام عروس به شادی و رقص و آواز میپردازند. به این روز روز هپتیکان (هفتیکان یا روز هفتم) میگویند. با پایان روز هفتم مراسم پاگشا انجام میشود و اقوام و آشنایان، عروس و داماد را دعوت میکنند.
💡 در برخی مناطق نیز این رسم منحصر به داماد و عروس نیست و در مراسم پاگشا همه کسان داماد و عروس دعوت میشوند و میهمانان به فراخور هدیهای به عنوان رونما به عروس میدهند.
💡 دانشمندان با کشفیات جدید خود در حوزه فیزیک، در واقع مسیرهای تازهای را برای پاگشا کردن درهای دانش ناشناخته برای نسلهای آینده فراهم کردهاند.
💡 دولت باید با اتخاذ سیاستهای هوشمندانه، در تلاش برای پاگشا کردن گرههای اقتصادی و بهبود وضعیت معیشتی مردم در سراسر کشور تمام توان خود را به کار گیرد.
💡 این پروژه بزرگ عمرانی با هدف پاگشا کردن مسیرهای ارتباطی جدید میان مناطق محروم و مراکز شهری، اهمیت زیادی برای توسعه پایدار منطقه دارد.