لغت نامه دهخدا
پاردبازان. [ دُ ] ( اِخ ) امیلیا. از زنان رمان نویس و ناقد اسپانیائی. مولد بسال 1852م.1268/ هَ. ق. در گُرُنی و وفات در سنه 1921م./ 1340 هَ. ق.
پاردبازان. [ دُ ] ( اِخ ) امیلیا. از زنان رمان نویس و ناقد اسپانیائی. مولد بسال 1852م.1268/ هَ. ق. در گُرُنی و وفات در سنه 1921م./ 1340 هَ. ق.
از زنان رمان نویس و ناقد اسپانیایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نظر بازان کمال حسن افزون می شود کز حباب شوخ گردد روی دریا دیده ور
💡 در آن معرض که جان بازان بکوی عشق در تازند اگر جانان دلش خواهد چه باشد ترک جان کردن
💡 راهی چون پشته پشته سنگ و در آن راه سینه بازان به نعل گشته مصور
💡 عشق بازان چون اسیری در طریق عاشقی دست دل یکبارگی شستند از جان و جهان
💡 این روستا در دهستان بازان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۰ نفر (۲۰خانوار) بودهاست.
💡 دریغ آموختم تا نکتههای رزم جانبازی ز جان بازان کویت باز پس ماندم به میدانها