وایه جرد

لغت نامه دهخدا

وایه جرد. [ ] ( اِخ ) وادی ای است در نزدیکی نهاوند. وجه تسمیه اینکه در این مکان حادثه ای بین عرب و عجم اتفاق افتاده بود و ایرانیان به هلاکت رسیدند. بعد هر ایرانی آنجا می آمد میگفت وایه جرد. پس این کلمه علم شد به آنجا. ( از یادداشت های مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با وایه جرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل آرزوی لعل تو دارد به بوسه ای گر وایه ی دلم نرسد از تو وای دل

💡 حاجیانرا دل طواف کعبه میخواهد ولی وایه جانم نباشد غیر طوف کوی تو

💡 دل چو در نفس و وایه او بست گشت ازان وایه پایه او پست

💡 مراد عاشق مهجور وصل معشوق است چه وایه که دل و جان بی نوا دارد

💡 مطلوب جان تست اسیری جمال یار این وایه بود موجب جاه و جلال تو

💡 ای که از طبع فرومایه خویش می زنی گام پی وایه خویش