فرهنگستان زبان و ادب
{anaptyctic} [زبان شناسی] واکه ای که ازطریق واکه افزایی افزوده می شود متـ. افزوده
{anaptyctic} [زبان شناسی] واکه ای که ازطریق واکه افزایی افزوده می شود متـ. افزوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمریست مرا تیره و کاریست نه راست محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
💡 گر دشمن جان گردند، آفاق به جان دوست یکجو غم جانبازان، افزوده نخواهد شد
💡 چرخ را بشکسته قدر و شأن علوّ درگهش عرش را افزوده زیب و فرّ ز دربارش غبار
💡 ز بس محرومیام زان شاخ گل افزوده، میترسم ز بار ناامیدی بشکند شاخ تمنایم
💡 چشم تو مخمور خوابست یا نیم مست از شرابست لعل تو با آنکه آبست افزوده بر آذر دل
💡 ای ملک را جمال تو افزوده کار و بار مسعود بیخ و شاخ تو مسعود برگ و بار