لغت نامه دهخدا
( وافی حیدرآبادی ) وافی حیدرآبادی. [ ی ِ ح َ دَ ] ( اِخ ) سید عبدالرحیم وافی قادری از شعرای ساکن هند معاصر ترک علی شاه ترکی قلندر نورمحلی مؤلف تذکره «سخنوران چشم دیده » است. رجوع به سخنوران چشم دیده و فرهنگ سخنوران شود.
( وافی حیدرآبادی ) وافی حیدرآبادی. [ ی ِ ح َ دَ ] ( اِخ ) سید عبدالرحیم وافی قادری از شعرای ساکن هند معاصر ترک علی شاه ترکی قلندر نورمحلی مؤلف تذکره «سخنوران چشم دیده » است. رجوع به سخنوران چشم دیده و فرهنگ سخنوران شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسر حیدر کراری و بر دشمن و دوست چو پدر حامی تیغی چو پدر وافی کف
💡 او فخر عمیدان جهاندیده کافی وافی به همه دانش و کافی به همه کار
💡 آن جماعت را که وافی بودهاند بر همه اصنافشان افزودهاند
💡 در زمانه مر ترا سه همرهاند آن یکی وافی و این دو غدرمند
💡 مشتاقترم هر دم ساقی به می وصلت بر تشنه مستسقی دریا نبود وافی
💡 بجهد وافی هر خسته را بگیرد دست بکف کافی هر بسته را گشاید در