فرهنگ عمید
گیاهی از تیرۀ گاوزبان، با ریشۀ سرخ رنگ که ریشۀ آن در طب به کار می رود.
گیاهی از تیرۀ گاوزبان، با ریشۀ سرخ رنگ که ریشۀ آن در طب به کار می رود.
(اسم )گیاهی ازتیر. گاوزبان که پایااست و در مناطق بحرالرومی میروید ریش. این گیاه از یک پوست قرمز متمایل به بنفش پوشیده شده است. از پوست ریش. این گیاه ماد. رنگی قرمز رنگی که خاصیت اسیدی زیاد دارد بدست می آورند. این ماده به اسید آنشوژیک موسوم است ودرداروسازی جهت رنگ کردن داروهاودرلوازم آرایش جهت رنگ روژلب و عطرها و در صنعت جهت رنگ کردن الیاف پنبه و پارچه ها از آن استفاده میکنند. ابوخلسا شنجار حنائ الغول هوجویه شنکار شیفار اکلک انجای انقلیا اشک مارولی هواجوا خس الحمار رحل الحمامه عاقر شمعا هرقلو هرقلوی هیقیلوس رتن جوت عرق فالوذج فنجیون حمیرا شجره الدم حالوم انخوسا اشک خیاوی قیرمیزی صغیردیلی هوا جیوا اوتی هواچوبه.
💡 ميثم پس از حج به كوفه بازگشت. ابن زياد دستور داد ميثم را - چنانچه پيشگويى كردهبود - به دار كشيدند. ميثم چوبه دار را منبر قرار داد. (156) و براى مردمى كه در پاىچوبه دار گرد آمده بودند.
💡 (جرير بن حازم ) مى گويد در عالم خواب رسول خدا را ديدم، او به چوبه دارى كه جسدمقدس زيد بالاى آن بود تكيه زده بود و به مردم مى گفت:
💡 چون من از عشق هر آنکس که بلنداقبال است چوبه پیری برسد باز جوان خواهد شد
💡 آنها را با ميخ به زمين، چوبه دار، و يا ديوارى مى كوبيدند، و مى گذاشتند تا جان دهد!
💡 گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست
💡 کمان خواست با تیرهای خدنگ شش اندر میان زد سه چوبه به تنگ