هول هولکی

لغت نامه دهخدا

هول هولکی. [ هََ هََ ل َ / هُو هُو ل َ] ( ص نسبی، ق مرکب ) با دستپاچگی و با نهایت شتاب.

فرهنگ فارسی

با دستپاچگی و با نهایت شتاب

جمله سازی با هول هولکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلعه وینزر بزرگترین قلعه دنیا محسوب می‌شود. این قلعه به همراه کاخ هولی روود و کاخ باکینگهام، محل اقامت خانواده سلطنتی بریتانیا است.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به هولی اشاره کرد.

💡 ز هول رزم تو چون ابر می بگرید تیغ ز مهر بزم تو چون گل همی بخندد جام

💡 تو کز هول صراط از پا فتادی وه نمی‌دانم چه خواهی کرد اگر ره بر دم شمشیر ناز افتد؟

💡 نـخست اينكه هول و وحشت عذاب الهى در آن روز به قدرى زياد است كه اگر دو چندان تمامثـروت و امـوال روى زمـيـن را در اخـتـيـار داشـتـه بـاشند همه را مى دهند تا از عذاب رهائىيابند، اما در آنجا معاملهاى صورت نمى گيرد.

💡 یکی بیابان دیدم ز آدمی خالی به هول همچو قیامت به سهم همچو سقر