لغت نامه دهخدا
هلال کلا. [ هَِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان بابل که 265 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه کاری و محصول عمده اش برنج، صیفی، کنف، پنبه،غله و نیشکر است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
هلال کلا. [ هَِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان بابل که 265 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه کاری و محصول عمده اش برنج، صیفی، کنف، پنبه،غله و نیشکر است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
💡 بر آن ماه چندانکه که بگذشت سال فزون میشدش حسن همچون هلال
💡 در چه فکر افتادهام یارب که مانند هلال تا سری پیدا کنم اول خم زانو شدم
💡 هلال عید کزین طاق زرنگار برآید به ابرویت نرسد گرهزار بار برآید
💡 تا ابد آفتاب دولت او باد تا بنده گر هلال نماند