لغت نامه دهخدا
هلال معنبر. [ هَِ ل ِ م ُ عَم ْ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ابروی محبوب و معشوق باشد. ( برهان ).
هلال معنبر. [ هَِ ل ِ م ُ عَم ْ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ابروی محبوب و معشوق باشد. ( برهان ).
کنایه از ابروی محبوب و معشوق باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوی معنبر است زنخدان او ز خط کز وی حریم بزم حریفان معطر است
💡 گذری باد بر آن زلف معنبر دارد بازیارب دل آشفته چه بر سر دارد
💡 ساقیانی و چگوئی و چگونه یارب که می گلگون از جام معنبر گیرند
💡 دهان غنچه چولعلت ز خنده گشت لبالب خط بنفشه چو زلفت معنبر است سراسر
💡 ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند قیمت مشک ختا رونق عنبر شکند
💡 شمیمی که از تارهای تو خیزد کند تا به محشر جهان را معنبر