نیم گرده

لغت نامه دهخدا

نیم گرده. [ گ ِ دَ /دِ ] ( اِ مرکب ) نیمی از یک گرده نان. کنایه از لقمه ای. نیم نانی. قوتی مختصر. نواله ای اندک:
به نیم گرده بروبی به ریش بیست کنشت
به صد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت.عماره.

فرهنگ فارسی

نیمی از یک گرده نان. کنایه از: لقمه ای. نیم نانی. قوتی مختصر. نواله ای اندک.

جمله سازی با نیم گرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگر قبول توآبی به روی کارآرد و گرنه گرده شرمندگی است طاعت خشک

💡 کاین چنین حجت نمودت آن زمان کآگهم کن تو ازان یک گرده نان

💡 مرهم کافور خلق پرده صد نشترست صندل این ناکسان گرده دردسرست

💡 آنچ از غم تو بر سر من می گذرد گر شرح دهم گرده گردون بدرد

💡 ولی هزار شکر جای نان نمی‌گیرد هزار شعر و غزل پیش گرده حیران است

💡 آن را دهند گرده که او گرد گو دوید من کیمیای جان ندهم در بهای نان

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز