فرهنگستان زبان و ادب
{commander intention} [علوم نظامی] بیان مختصر و کوتاهی از منظور فرماندهی که بر مبنای آن فرایند طرح ریزی عملیات توسط ستاد فرماندهی انجام می شود
{commander intention} [علوم نظامی] بیان مختصر و کوتاهی از منظور فرماندهی که بر مبنای آن فرایند طرح ریزی عملیات توسط ستاد فرماندهی انجام می شود
بیان مختصر و کوتاهی از منظور فرماندهی که بر مبنای آن فرایند طرحریزی عملیات توسط ستاد فرماندهی انجام میشود.
💡 لشکر کشی که هستش لشکر گه آسمان فرماندهی که هستش فرمان بر آفتاب
💡 به جایی که من باشم اندرجهان روا نیست فرماندهی برمهان
💡 فرماندهی که خسرو گردون غلام اوست در بر و بحر خطهٔ شاهی به نام اوست
💡 آیت فرماندهی بر ورق دل نگاشت رایت شاهنشهی بر سر بازار زد
💡 سعدیا چون دولت و فرماندهی مینماند، تنگدستی خوشتر است
💡 در جهانداری و فرماندهی خلق خدای بر سزاواری سلطان بنمایم برهان