لغت نامه دهخدا
نوی دیدن. [ ن َ / ن ُ دی دَ ] ( مص مرکب ) خواب دیدن پسر بار اول. محتلم شدن مراهق بار نخست. ( یادداشت مؤلف ). || خون دیدن دختر اول بار. ( یادداشت مؤلف ).
نوی دیدن. [ ن َ / ن ُ دی دَ ] ( مص مرکب ) خواب دیدن پسر بار اول. محتلم شدن مراهق بار نخست. ( یادداشت مؤلف ). || خون دیدن دختر اول بار. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فعالیت کشاورزی در این مناطق میتواند برای میهمانان دیدنی باشد.
💡 همچنین منطقه زیبای دشت مشا و منطقه ولیران بسیار دیدنی میباشند.
💡 چند از دگران وصف جمال تو شنیدن خوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن
💡 اگر از دیدن او آب نگردید دلم اشک من اینهمه بیرنگ چرا می آید؟
💡 بمرد و آرزوی دیدن تو در جانش برفت و جان و دلش سوی وصل تو نگران