لغت نامه دهخدا
نوکربابی. [ ن َ / نُو ک َ ] ( حامص مرکب ) شغل نوکرباب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نوکرباب شود.
نوکربابی. [ ن َ / نُو ک َ ] ( حامص مرکب ) شغل نوکرباب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نوکرباب شود.
شغل نو کرباب ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه از او پرسید به چه علت نوکران او را دستگیر کرده است؟ نادر با کمال غرور پاسخ داد: زیرا اعلیحضرت به چنین اشخاص تنبلی نیازی ندارد.
💡 پوشش سنتی بانوان چاهورز در موزه عروسک و فرهنگ ایران نگهداری میشود. احمد اکبرپور با الهام گرفتن از داستان واقعی در چاهورز کتاب «من نوکر بابا نیستم» را نوشتهاست. این کتاب به ترکی ترجمه شدهاست. یکی از شاعران این بخش مختار حقیقت برنده هفتمین جشنواره بینالمللی شعر فجر معرفی شد.
💡 انجمن به مناسبت سیاهروز ششم جدی و تقبیح وحشیگریهای نوکران روس و جنایات سه دهه اخیر، هزاران تصویر از قربانیان جنگ و فجایع را در یک نمایشگاه کنارجادهای در شهر کابل به نمایش گذاشته است.
💡 موقعی که به نماز ایستاده بود پسر پادشاه نوکرش را فرستاد تا وسایل شکار را از خانه بیرون بیاورد. نوکر هر چی در زد کسی در را باز نکرد