نوغان پایین
لغت نامه دهخدا
نوغان پایین. [ن َ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کرچمبو از بخش داران شهرستان فریدن، در جلگه سردسیری واقع شده و 312 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه، محصولش غلات و حبوبات و سیب زمینی، شغل مردمش زراعت و گله داری و جاجیم بافی و قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کوچمبو از بخش داران شهرستان فریدن در جلگه سردسیری واقع شده و آبش از رودخانه محصولش غلات و حبوبات و سیب زمینی شغل مردمش زراعت و گله داری و جاجیم بافی و قالی بافی است.
جمله سازی با نوغان پایین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمانى كه محو فرهنگ ملى اسلامى مردم آغاز شده بود و در سايه سرنيزه هاى قزاقهاسكوت در كوچه ها مستانه عربده مى كشيد در تاريخ 1308 ش. در نوغان مشهد صداىنوزادى نه تنها سكوت خانه را شكست بلكه فريادى شد ماندگار و جاويد بر عليهسكوت و خفقان.
💡 با خرابی توسِ کهن احتمالاً نوغان نمیتوانست مستعد وسعت و رونق زیاد باشد و موقعیت تابران برای تأمین آب و رونق و آبادانی مناسبتر بود.
💡 مامون از ترس سقوط تاج و تخت خود حکومت نظامی اعلام نمود تا جایی که پیکر مطهر امام هشتم توسط بانوان نوغان تشییع گردید.
💡 ظهور جدی و درخشان تابران و مرکزیت آن در عرصهٔ توس در قرن چهارم رخ داد. تابران که باید بعد از قرن سوم در آن مدنیت ظاهر شده باشد، در قرن پنجم ه.ق مرکز ناحیهٔ توس و مشهورترین شهرهای آن شد. این که چگونه نوغان جایش را به شهر نوظهور تابران داد، شاید چند علت داشته باشد و مسئله آب در این میان قابل توجه است.