فرهنگستان زبان و ادب
{photolithotroph} [زیست شناسی] نورپروردی که منبع تأمین الکترون آن مادۀ معدنی است
{photolithotroph} [زیست شناسی] نورپروردی که منبع تأمین الکترون آن مادۀ معدنی است
💡 می پرورد نهال قد دلبران بناز ما را نشان تیر بلا می کند فلک
💡 باین خاکی نور پرورد بین زمین گشته ی آسمان گرد بین
💡 خواهرا تو بهر خود میدار باز این مهین کودک که پروردی به ناز
💡 مرا زاد و پرورد و پیش غم افکند چنان کافکنی پیش سگ استخوان را
💡 منه دل بر جمال غازه پرورد بیاموز از نگه غارتگری ها