فرهنگستان زبان و ادب
{holding fix, holding point} [حمل ونقل هوایی] نقطه ای مشخص و ثابت و قابل رؤیت از منظر خلبان بر روی زمین که هواگَرد، در صورت لزوم، بر فراز آن گردش می کند تا برای فرود آماده شود
{holding fix, holding point} [حمل ونقل هوایی] نقطه ای مشخص و ثابت و قابل رؤیت از منظر خلبان بر روی زمین که هواگَرد، در صورت لزوم، بر فراز آن گردش می کند تا برای فرود آماده شود
💡 از بس که انتظار تو کردم به روز و شب عطار را بسوخت دل از آرزوی تو
💡 کُشتی به درد هجر جهانی به انتظار مشکل که کُشته ی غم تو خون بهاش نیست
💡 گفتی که براتی به لبت خواهم داد مردیم به انتظار آن پروانه
💡 جانم به لب رسیده و چشمم به راه دوست با مرگ و انتظار عجب در کشاکشم
💡 به رهگذار تو چندان رخ امید نهم که وعده ات خجل از انتظار من گردد
💡 به بوسه ای که دهی و کشی منه منت چه منتم ز تو چون گشت انتظار مرا؟