لغت نامه دهخدا
نغزپیشه. [ ن َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) شیرین کار. که کارش بدیع و هنرمندانه و جالب توجه باشد:
خرما گری ز خاک که آمخته ست
این نغزپیشه دانه خرما را.ناصرخسرو.
نغزپیشه. [ ن َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) شیرین کار. که کارش بدیع و هنرمندانه و جالب توجه باشد:
خرما گری ز خاک که آمخته ست
این نغزپیشه دانه خرما را.ناصرخسرو.
شیرین کار. که کارش بدیع و هنرمندانه و جالب توجه باشد.
💡 بردی تو ستم پیشه دل از ما بصد افسون تا باز زچنگت بچه نیرنگ برآریم
💡 پیشه اهالی کشاورزی و دامداری و کشاورزی است، و تعداد محدودی نخل و زمین دیم دارند.
💡 ای آن که عیبجویی من پیشه کردهای من خود حکایت از چه و چونت نمیکنم
💡 تسلیم و رضا پیشه کن و شاد بزی چون نیک و بد جهان به تقدیر تو نیست
💡 پاسبانانت به سیلی ظلم ظالم پیشه را بارها زین تنگنای خاک بیرون کرده اند