لغت نامه دهخدا
نعت خوانی. [ ن َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) نعت گوئی. مدیحه خوانی. مداحی. عمل نعت خوان.
نعت خوانی. [ ن َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) نعت گوئی. مدیحه خوانی. مداحی. عمل نعت خوان.
نعت گوئی. مدیحه خوانی. مداحی. عمل نعمت خوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای که خوانی به عشق مغرورم هیچ عیبم مکن، که معذورم
💡 فراوان وصف هر چیزی شمارد چو بر خوانی بسی معنی ندارد
💡 چه بود آغاز فکرت را نشانی سرانجام تفکر را چه خوانی
💡 غم در آنست کز تن آسانی بیغمی را تو غم همی خوانی
💡 چون نیفتادی تو او را در قفا پس چرا خوانی تو او را پیشوا
💡 چو صیاد دگر گیرد ز راهش گنهکار از چه خوانی بیگناهش