نظمی بلخی
لغت نامه دهخدا
نظمی بلخی. [ ن َ ی ِ ب َ ]( اِخ ) ( ملا... ) از شعرای قرن یازدهم هجری قمری است. در بلخ ملازم ندر محمدخان بود و در عهد جهانگیر پادشاه سفری به هندوستان رفت و به وطن بازگشت. او راست:
فغان که از دل محزون نیافتم اثری
بغیر قطره خونی که ریخت در دامن.
نه از کفر سر زلفت دل دیوانه می رقصد
اگر رمزی بگویم شیخ دربتخانه می رقصد
به امیدی که با لعل لبت خواهد مشرف شد
می از کام صراحی رفته در پیمانه می رقصد.
( از تذکره نصرآبادی ص 440 ) ( قاموس الاعلام ج 6 ) ( فرهنگ سخنوران ).
فرهنگ فارسی
از شعرای قرن یازدهم است در بلخ ملازم ندر محمدخان بود و در عهد جهانگیر پادشاه سفری به هندوستان رفت و به وطن بازگشت ٠
جمله سازی با نظمی بلخی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - نظمی افشار، هدایت ا… ۱۳۳۹. پسته یا طلای سبز، نشریه وزارت کشاورزی، شماره ۳ و ۴، خرداد و تیرماه ۲۴–۲۸، تهران.
💡 یکی از این دو عامل بی نظمیهای امارات و شیخنشینهای جنوبی خلیج فارس بر اثر قیام وهابیها بود و دیگری عدم وجود یک قدرت یک قدرت مرکزی توانا در مرکز ایران.
💡 با چنین نظمی که بر آیینه دل صیقل است دام بتوان در غبار خاطرم در خاک کرد
💡 گفتم برای پند تو نظمی چنین بدیع کردم ز بحر طبع خود آبی فدای خاک
💡 نه هر ه نظمی دارد ز گفتهها نیک است نه هر چه رنگش باشد ز جامهها دیباست
💡 چون منی هرگز چنین نظمی تواند گفت نه مدح تو خود قوت لفظ و معانی میدهد