لغت نامه دهخدا
نشگون گرفتن. [ ن ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) نشکنجیدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نشگون و نشکنجیدن شود.
نشگون گرفتن. [ ن ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) نشکنجیدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نشگون و نشکنجیدن شود.
( مصدر ) نشکنجیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام صادق (ع ) با دست مبارك، مرا نشگون گرفت، و فرمود: حتى جريمه اين نشگون درجامعه ذكر شده است، در اين حال آن بزرگوار (مانند چهره نشگون گيرنده ) خشمگين بهنظر مى رسيد.